
تو نِمے دانے وَقتے ، چِشمانَتـــ غَمگينَند .. وَقتے صِدايتــ آهنگ هَميشگے اَش رآ نـَدارَد .. گاه کـہ غمـِ عالمـ در دِلَت جاے مے گيـرد .. اَز هَمـہ ے دُنيـا گِرفتـہ اَستــ .. چـہ دردے مے کِشَمـ ! مے خواهَمـ يِکبآره تَمآمـِ هَستے رآ بـہ آتَش بِکشَمـ .. تَمامـِ دُنيـا رآ بَر هَم ريزَمـ .. تو چـہ مے دانے ؟ چـہ دَردے دارَد .. غَمـِ چِشمانَتــ رآ ديدَن ! نمے خواهمـ .. نمے خواهَمـ دنيايے رآ کـہ همـہ ے هستےِ مَن دَر آن ؛ يکــ لَحظـہ آرامِش نَدارَد ! .. روزے کـہ گُلِ خَنده...
ادامه مطلب
همه چی ویران شد تو کجایی سهراب ؟ اب را گل کردند .. چشمهارا بستند وچه با دل کردند ... وای سهراب کجایی اخر ؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند کجایی اخر ؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند همه جا سایه ی دیوار زدند صبر کن ... قایقت جا دارد ؟ من هم میخواهم دور شوم از این خاک غریب تو کجایی اخر؟...
ادامه مطلب
اهـل پنهـان کـاری نیستـم اعتـرافـ میکـنم : زمـانـی دل ِ یکـی را سوزانـدم حـالـا یکـی ... یکـی ... یکـی ، دلـم را میـسوزانـند...
ادامه مطلب
دلکَم میدانَم؛توام مثل من از بودن هاشان از عادت دادن هاشان از نبود همیشگی شان از تکرار این تابع خسته شده ای به احترام تن زخم دیده ات؛ معادله را عوض می کنَم بگذار بیایند و بروند غصه نخورعادت را خط زده ام..! ...
ادامه مطلب
ای آدم روانی فدات بشم الهی آخه میدونی؟؟؟ روانی بودن جرائت میخواد... مثل عاقل بودن نیست که کورور کورور مدعی دارع.... آرع فدات شم...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب